محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1489

تاريخ الطبرى ( فارسي )

شد ، پس از آن در ناحيهء فرات بر كنار دجله فرود آمد و با دشمن رو به رو شد و بر كنار دجله و رود ديگر اقامت وى طول كشيد و از پس مقابلهء هرمز جنگهاى ديگر هر يك از پيش سختتر بود تا وقتى كه سوى دومة الجندل رفت . در جنگ رود سهم سوار از غنايم بيش از جنگ ذات السلاسل بود . پس از جنگ رود خالد زن و فرزند جنگاوران و كسانى را كه با آنها كمك كرده بودند به اسيرى گرفت و كشاورزان را كه تعهد پرداخت خراج كرده بودند به حال خود گذاشت . همهء سرزمين به جنگ گشوده شده بود اما كسانى كه خراجگزار شده بودند در پناه مسلمانان قرار گرفتند و زمينشان متعلق به خودشان شد و اين در بارهء زمينهايى بود كه تقسيم نشده بود و هر چه تقسيم شده بود همچنان ماند . و چنان بود كه حبيب ابو الحسن يعنى ابو الحسن بصرى كه نصرانى بود و مافنه آزاد شده عثمان و ابو زياد آزاد شدهء مغيرة بن شعبه جزو اسيران بودند . خالد سعيد بن نعمان را سالارى سپاه داد و سويد بن مقرن مزنى را عامل خراج كرد و به دو گفت در حفير مقر گيرد و عمال خويش را بفرستد و كار وصول را به دست گيرد . و خالد همچنان مراقب دشمن و اخبار آن بود . پس از آن در صفر سال دوازدهم هجرت جنگ ولجه رخ داد ولجه ناحيه اى مجاور كسكر بود . شعبى گويد : وقتى خالد از جنگ رود فراغت يافت ، و اردشير از كشته شدن قارن خبر يافت اندر زغر را فرستاد . وى كه پارسى بود از مواليد سواد بود و در